قفس بهتر است يا چوب

اخبار
============================
۰- آقا من ديگه از دست اين پرشين‌بلاگ سر به بيابون ميذارم. حالا ورداشته فيلترينگ گذاشته روی پيام‌ها منم نميتونم ورش دارم! ای هوار....
۱. اين مقاله در مورد ميزان قرض‌های آمريکا جالبه! خصوصا وقتی ۹ تريليون دلار قرض آمريکا را به روش‌های مختلف توضيح ميده. با اين پول ميشه ۲۸ تا برج ايفل از طلا خريد! باش ميشه برای هر فلسطينی و هر يهودی يک خونه ۱.۵ ميليون پوندی خريد. باهاش ميشه چای ۲۰۰۰ سال آينده دنيا را خريد. باهاش ميشه به هر انسان زنده‌ای ۱۵۰۰ دلار داد!
۲. رابطه ايران و آمريکا داره تبديل ميشه به اين فيلم‌های سکس و خشونت! از يه طرف هم ديگه را دارن تهديد به مرگ ميکنن و از يه طرف ميخوان مذاکره کنن. قسم حضرت عباس را باور کنيم يا دم خروس را.
۳.  عليرغم حکم پاپ مبنی بر حروم بودن استفاده از کاندوم (که خودش دردسريه)٬ کاردينال بلژيکی گفته بين انتخاب بد و بدتر بهتره بد را انتخاب کنيم! يعنی عليه حکم پاپ حرف زده! آخوند از هر نوعش مشکل داره!
============================

حدود يک هفته پيش يه مطلبی در مورد پدری که دختر عقب‌افتاده‌اش را کشته بود نوشتم. تو اين مدت داشتم به قوانين جزائی بشری فکر ميکردم. از خيلی جهات بهشون فکر کردم ولی به نتيجه روشنی هم نرسيدم. به نظرم اومد که شايد بد نباشه بعضی از فکرام را اينجا بيارم و از هم‌فکری دوستان استفاده کنم.

اول از همه اينکه ساليانی بود که جزو مخالفين حکم اعدام بودم ولی الانه يکی دوساله که دوباره رفتم تو گروه موافقين و جدی هم موافقم. يعنی معتقدم که اگه دلايل قاطعی وجود داشت که کسی انسان بی‌گناهی را به عمد کشته به نفع همه است که قاتل اعدام شه. دليلم ولی اين نيست که قاتل مستحق مرگه. دليلم يه نگاه صرفا پراگماتيک به يک مسئله اجتماعيه. مثل هميشه دوست دارم حرفم را با مثال پيش ببرم ولی ميدونم که توی يک همچين بحثی مثال زدن ضعيف‌ترين استدلال ممکنه چون مثال نقض هم فراوونه ولی اين هم تنها مثالی نيست که دارم يعنی موارد مشابهش هم بسيار هست. به هر صورت داستان اينکه چندی پيش يک محکوم به حبس ابد٬ که حدود ۲۰ سال پيش در تورنتو به دختری تجاوز کرده بود و بعدش دخترک را کشته بود٬ از زندان آزاد شد. اين آزادی‌ها دو جورن. زندانی‌های خوش رفتار ممکنه قبل از پايان دوره‌شون آزاد شن چون به نظر مياد که بازسازی شدن. يه حالت ديگه هم هست که بهش ميگن پارول. يعنی مرخصی ميدن به زندانی. اين‌هم برای اينه که رفتار با زندانی غير انسانی نبوده باشه و شانس بازسازی‌اش را افزايش بدن. يعنی مزه آزادی را يادش بيارن و کمکش کنن که برگرده. معمولا زندانی‌های خطرناک را از همون اول ميگن که تا ۱۰ سال يا ۱۵ سال پارول نخواهند داشت. يعنی جزو حکم قاضی اعلام ميشه. يادم نيست اين بابا به چه عنوانی آزاد شد. ولی يک هفته از آزاديش نگذشته بود که يه دختر ديگه را کشت. راستش من ترجيح ميدادم اون زندانی اعدام شده بود تا اينکه يک انسان بی‌گناه ديگه قربانی‌اش بشه.

موارد متعددی توی دنيا (حتی کشورهای مدرن) اتفاق افتاده که بخاطر اعدام نشدن قاتل خانواده مقتول شخصا انتقام گرفتن و قاتل را خودشون کشتن. به طور کلی هم که فکرش را بکنين٬ نگه داشتن يه قاتل در زندان و در کنار زندانی‌های ديگه در فرآيند بازسازی زندانی‌ها نقش مثبتی نداره! يعنی به نظر نمياد که از کنار هم گذاشتن يه عده خلافکار و تحقير شدنشون توسط پليس هيچ بازسازی‌ای اتفاق بيوفته.

ميدونم که وضع کردن سيستم جزائی خيلی کار سختيه. ولی زندان به معنی مجازات به نظر من خيلی راه حل مشکل‌دار و پرهزينه‌ايه. ميدونم که مدل زندگی امروزی و تعاريف حقوق بشر امروزی مجازات‌های بدنی را نمی‌پسنده ولی شايد موثرتر از مجازات‌هايی مثل زندان باشن.

مثلا اگه به جای زندان٬ مجازات مالی و در صورت نداشتن پول مجازات بدنی ميکردن (مثلا شلاق٬ يا کار اجباری سنگين برای مدت کوتاه) شايد موثرتر بود. همين الانه زندان‌های ايران پره از کسايی که چک برگشتی داشتن. هزينه‌ نگه داشتن اين آدم‌ها تو زندان داره از جيب من و شما پرداخته ميشه و با نگه داشتن اين آدم‌ها توی زندان ازشون پولی استخراج نميشه که به مقروضين داده بشه. زندان‌هامون پره از آدم‌های معتاد که بقيه زندانی‌ها را هم معتاد ميکنن. ايدز غوغا ميکنه٬ جنايت‌های جنسی  تو زندان‌ها يک اتفاق روزمره‌است.

 آيا زندان واقعا بهترين راه حل ما برای تاديب مجرمه. من شک دارم.

/ 38 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیندیش

سيروس جان... آيا ميشه جامعه را با بدن مقايسه کرد و حداقل بعضی از قاتل‌ها را با يک غده خطرناک که ممکنه سلامتی جامعه (بدن) را به تهديد نابودی برسونن؟ اگه اينطوره نميشه فکر کرد که اين اعدام مثل يک جراحيه؟ دردناک ولی برای هدفی خوب. نکته ديگه اينکه منم معتقد نيستم که همه بايد اعدام شن ولی نبودن حکم اعدام در يک سيستم قضايی به نظرم ايراده. به نظر من مواردی هست که بايد مجرم اعدام بشه يا تا ابد از تمام بشريت جدا بشه (مثلا زندان انفرادی ابدی) که در اونصورت فکر کنم اعدام مجازات بشردوستانه‌تری باشه.

سُبُل

سلام. برخلاف نظر عده ای که فکر می کنند اعدام جنبه انتقام و خشونت و ... را در انسان زياد می کنه داستان اعدام و کلا هر نوع قصاص چيز ديگه ايه و خداوند آفريدگار انسان دليل آن را حيات بیان می کنه و اين خيلی مساله مهمی است که متاسفانه به آن دقت نمی شه و خيلی مکتب ها در عوض اينکه منطق و عقل را بکار بگيرند از احساسات استفاده می کنند و بر عليه قصاص نظر می دهند. در تکميل مثال بينديش در مورد حمله يک نفر با چاقو اين مطلب خيلی مهمه که ما در آن هنگام تحت عنوان دفاع از خود حاضريم کسی که هنوز جرمی مرتکب نشده را بکشيم و واقعا" هم گناهی و مجازاتی بر دوشمون نیست چون باید از خود دفاع کرد اما به چه استدلالی می تونيم کسی که قتلی را مرتکب شده (از عمد) قانونا" اعدام نکنیم. واقعا" برخی چیزهایی که می بینیم و می شنویم از عدم اعدام مجرمین مستحق اعدام تعجب آور است. در حرمت نفس انسان شکی وجود نداره ولی کسی که این حرمت را زیر پا می گذاره آیا نفسش دیگه حرمتی داره؟

سُبُل

کسانی که به بهانه پیشگیری از تروریسم صدها هزار انسان بی گناه را قربانی جنایات خود می کنند چه حرمتی برای انسان قائل هستند که نفس یک قاتل محترم می شمارند؟ این هم مثل خیلی دیگه از مسائلشون خنده آوره!! البته خداوند در ادامه هم به رافت و مهربانی اشاره داره و صاحبان خونی را که از قصاص مجرم لایق بخشش در می گذرند تشویق کرده و این می تونه در مورد کسانی که ناخواسته مرتکب قتلی می شند استفاده کرد ولی در هر صورت نمی شه حق افرادی را به خاطر رعایت ناحق مجرمی زیر پا گذاشت. در مورد قوانین و اجرا که خوب کاستی زیاد هست، مثلا در مورد همون چک که گفتی شخص می ره زندان و به ازاء هر روز زندانی مبلغی از بدهیش بخشیده میشه! البته باید حساب کلاهبرداران را از کسانی که واقعا" ندارند جدا کرد. و در مورد نوع مجازات هم بله در برخی مسائل تنبیه بدنی به شدت کارآيي بیشتری داره و مثلا در مورد حد زنا

سُبُل

(البته منظورم زنايي است که با 4 شاهد ثابت بشه نه آنچه که امروز سریع حکم می کنند و اکثرا" بسیار ناعادلانه است، بلکه همان که در قرآن گفته شده یعنی اگر بخواهیم حسابش را بکنیم زنای علنی است) هم گفته شده که شلاق زدن را عده ای ببینند و خداوند از بیان آن هدفی داشته که نشون می ده فقط تنبیه شخص خاطی نیست بلکه عبرت گرفتن دیگران هم بسیار مهم است. نا گفته نمونه که خوب جزئیات اجرا، دقت در تصمیم گیری ها و بستر سازی کاهش جرم و بسیاری مطالب دیگه هم باید در کنار اینها مدنظر قرار بگیره تا کارساز باشه و فقط مجازات کافی نیست و به نظر من خیلی جاها عادلانه هم نخواهد بود. آنچه که گفتم مربوط به جامعه ای بود که بسیاری دیگر فاکتورها نیز در آن وجود داشته باشد. **** بينديش جان تاييد گذاشتی برای کامنت هات؟!‌ (-;

sirous

بينديش عزيز با مثال زدن مساله حل نمیشه. من برات رو مثالای قبلی مثال نقض زدم که یه ذره کوتاه بیای. تو وادی مثال هرکسی ذهن شاعرانه تری داری موفقتره و نه لزوما کسی که درستتر میگه. تو اینها رو به غده سرطانی تشبیه میکنی من میام به غده ای که هنوز تا جرم مکرر اتفاق نیافتاده به غده ای تشبیه میکنم که بدخیمی و یا خوش خیمیش مشخص نیست و با جراحی فقط یه ترومای اضافی به بدن وارد میکنیم. من هم مث تو نميگم اعدام بايد از سيستم قضايی حذف بشه و واقعيتش هر جونور دو پايی که بلده حرف بزنه رو آدم نميدونم. اما من معتقدم تو کشور خودم حکم اعدام مث مور و ملخ اجرا ميشه و اين تبعات بسيار بدی داره. کافيه عزت انسانی با هر بهانه ای بخواد خرد بشه. مردم ميشه يه سری آدم خطرناک بالفطره که مردن و جان ستاندن رو امور طبيعی ميدونن. کم و بيش اين اتفاق البته تو کشور ما افتاده و اعدامهای متعدد فقط يکی از دلايلشه. ميگم که اينجا ۲ چيز ارزون شده: جان و آبرو!

بیندیش

سیروس جان ته حرف من و تو فکر کنم اینه که داریم ایرادهای محیط پیرامونمون را میبینیم. من وقتی در کشوری بودم که قانون اعدام داشت (و میدیدم که ازش سوء استفاده میشه) مخالف قانون اعدام بودم. و حالا که در کشوری هستم که قانون اعدام نداره معایب نبودن قانون اعدام را حس میکنم. من دنبال یه راه حل در حد و حدود آمریکا هستم که به قول تو اعدام یک اتفاق روزمره نیست ولی قانونش در بسیاری از ایالات هست.

بیندیش

ننه قمر و سبل هم دارن به یک نکته مهم اشاره میکنن و اون اینکه مجازات نقش بازدارنده برای بقیه باید داشته باشه. من زیاد میشنوم که فلانی زندان رفت ولی این اثر زیادی روم نداره ولی یه بار صحنه مجازات بدنی دیدم و هرگز اون صحنه یادم نمیره... هنوز ولی به این نتیجه نرسیدم که لزوما مجازات بدنی اثرش در مجموع (روی خاطی و جامعه) بهترینه.

بیندیش

دست آخر اینکه من اصلا با سوء استفاده هایی که داره در ایران از این قوانین میشه کاری ندارم و نمیخوام موید اون باشم. دارم فکر میکنم آیا مثلا توی یه کشوری که سیستم قضائی عادلانه و مستقلی داره بهتره مجازات زندان اجرا بشه یا تادیب بدنی. مجازات بدنی یک نوع خشونته و زندان هم یک نوع دیگه. مجازات بدنی خشن تره ولی مدتش بسیار کمتره. واقعا نمیدونم کدوم اثر بازدارنده تری داره و کدوم به بازسازی مجرم بیشتر کمک میکنه. میدونم که مفاهیم بشر دوستی امروز به این سوال چه جوابی میده ولی قانع نیستم.

بیندیش

در ضمن شکاک جان خشن بودن مجازات دلیلی برای بد بودنش نیست.