عقل ناقص در بدن سالم

اخبار
=====
۱. خوش خبری! بلاخره اين دکترها يه چيزی پيدا کردن که هم خوشمزه‌ باشه و هم برای سلامتی خوب باشه. قبل از اينکه دکترها بفهمن که نتايجشون اشتباه بوده تا ميتونين کاکائو بخورين. شکلات‌های خوشمزه! (منبع)
=============
در اواخر دهه پنجاه میلادی یک کمپانی داروسازی دارویی به نام تالیدماید برای کنترل ویار (و تهوع صبحگاهی) خانوم های باردار وارد بازار کرد. طبق معمول داروهایی که برای خانوم های باردار قابل تجویز هستن این دارو هم اول تحت مطالعات بسیار طولانی و دقیقی قرار گرفته بود. با این وجود در سال ۱۹۶۰ این دارو به سرعت از بازار جمع شد. در طول همین مدت کم ۱۵۰۰۰ جنین در اثر این دارو صدمات غیر قابل جبران خوردن. ۸۰۰۰ از این جنین ها به یک سالگی نرسیدن و بقیه معلول شدن (ویکیپیدیا). اکثر کشورهایی که این دارو را وارد بازار کرده بودن هنوز هم ارگانیزیشن هایی برای کمک قربانیان این دارو دارن. 

نمونه اشتباهات بشری بسیار زیاده. اشتباهاتی که گاها جبران ناپذیرن. ما موجوداتی هستیم که در یک دنیای سراسر ناشناخته رها شدیم و قدم به قدم سعی کردیم دنیامون و قوانینش را بفهمیم و به نفع خودمون ازش استفاده کنیم. در این راه اشتباهات فاحشی هم کردیم ولی آیا راه دیگه ای جز سعی و خطا هم داشتیم؟ خطا بخش غیرقابل تفکیک ما بوده و هست. خطاهایی که ممکنه هزینه های هنگفتی برامون به بار بیاره.

با این وجود و علیرغم خطاپذیر بودن داریم راه را خورد خورد پیش میریم. امروز ما بیشتر از هر زمان دیگه ای دنیامون را میشناسیم و چشم انداز آینده هم روشنه. ابزاری که به ما داده شده (اگرچه خطاپذیر) به اندازه کافی خوبن. بنابراین نقص عقل بشری کاربرد عقل را به هیچ وجه نفی نمیکنه. قبل از اینکه بیشتر در مورد عقل بگم به طور خیلی خلاصه مدلی را که تا این لحظه به کمک دوستان ساختیم مرور میکنم

ما دنیایی را تصور کردیم که از عدم شروع شد و در حرکت به سمت پیوستن به خالقشه. تمام قوانین این دنیا دست اندر کارن که این حرکت به سمت تکامل (کمال مطلق=خدا) اتفاق بیوفته. قوانین قیزیکی دنیا را آماده بوجود اومدن حیات کردن و منجر به موجودی مثل انسان (و خدا میدونه چقدر موجودات دیگه در سیارات دیگه) شدن و (احتمالا) قوانین متافیزیکی روح های ما را آماده تکامل و تا حدودی متکامل کردن. این نیروی شتاب دهنده دنیا به سمت تکامل اونقدر قویه که تونسته از یک حیات بیجان دنیایی به این زیبایی بسازه. گفتیم که همه اینها نمیتونه یک مسیری باشه که دست آخر خراب میشه و به هیچ نمیرسه و یا مثلا به یک زندان آتشین ختم میشه. این دنیا را عبث میکنه. دنیا باید یک هدفی داشته باشه (برسر این هدف البته به نتیجه ای نرسیدیم). بر اساس مشاهدات دنیاییمون میتونیم تقریبا مطمئن باشیم که راه سعادت بشر شاهراه عظیمیه که یک انسان متوسط با یک تلاش متوسط بهش میرسه. با این حال ظرفیت تکامل موجودات متفاوت در این دنیا فرق داره (مثلا انسان و سوسک). و از اون هم بالاتر ظرفیت تکامل انسان های مختلف هم در این دنیا فرق داره.... آیا این مدل با باورهای مذهبی هم میخونه. به نظر من بله. هرچند ممکنه شما با من روی این موضوع موافق نباشین.

و اما قبل از اینکه نقش عقل را بگم باید در مورد خود عقل حرف بزنم. یک اشتباه مرسوم در تعریف عقل اینه که خیلی اونا با منطق اشتباه میکنن. این اشتباه منجر به نتیجه گیری های به شدت اشتباه و گاها خطرناکی میشه. منطق یک روش عقلیه و نه خود عقل. منطق (همون چیزایی که تو ریاضیات جدید میخوندیم) عمگرهای ریاضی بدون خطایی هستن که همه بشریت سرش توافق داره. همه میدونن که نقیض یک گزاره درست غلطه یا عطف گزاره غلط و گزاره درست منجر به یک گزاره غلط میشه. ولی عقل جمع فرضیات ذهنی و عمگرهای منطقیه. فرضیاتی که ممکنه اشتباه باشه. سالیان سال انسان ها فکر میکردن که زمین صافه و کائنات دورش میچرخن. اینها بدیهیات زمان بودن و تشکیل عقل ناقص بشری را داده بودن. امروز هم ما یک سری چیزهایی را به صورت عقلی بهش اعتقاد داریم که ممکنه اشتباه باشن. حتی در بدیهیات. مثلا اینکه دموکراسی خوبه. شاید صدسال دیگه به این نتیجه رسیدم که اشتباه میکردیم (شاید).

دو گروه هستند که در تعریف عقل اشتباه میکنن و نتایج اشتباه میگیرن. یک عده کسایی که معتقدن چون عقل ما ناقصه خدا باید راه و چاه را بهمون نشون بده و فعلا باید چشم بسته همون راهی را که خدا بهمون گفته بریم تا عقلمون رشد کنه و بفهمیم که چرا این راه درست بود. این افراد معتقدن که عقل ناب صحت دستورات الهی را نشون خواهد داد. این تفکر میتونه منجر به تکرار قرون وسطی بشه. دورانی که حتی نتایج علم هم باید با کتاب آسمانی تطابق داده میشد. بر اساس گفته این افراد ما باید اول از سر عقل ایمان بیاریم و وقتی ایمان آوردیم که مثلا انجیل کتاب حقه دیگه چشم بسته اطاعت میکنیم. گروه دوم کسایی هستن که برای همه چیز استدلال عقلی میخوان و کلا به هرچیزی که با عقلشون نخونه بی اعتقادن و کلا نقص عقل را در نظر نمیگیرن. راهی که این میان وجود داره اینه که نقص عقل نه فقط قبول میکنیم بلکه اونا به رسمیت هم بشماریم یعنی با همون عقل ناقص در پی راه باشیم. به نظر من کار دیگه ای نمیشه کرد.

حرف طولانی شد ولی نتیجه ای که میخواستم بگیرم این بود که تنها ابزار ما برای رفتن راه٬ عقل ناقصمونه. ولی یادمون نره که عقل مولفه های زیادی داره. عقل یک حقیقت ناب مستقل از محیط نیست. عقل متاثر از تجربیات هست. عقل متاثر از خوانده ها و شنیده ها هست. عقل متاثر از احساسات هست. عقل متاثر از کتب آسمانی هم هست. این مخلوط درهم برهم و خطاپذیر تنها راه ما به سمت سعادته. و نکته آخر اینکه عقل من و عقل شما دو مجموعه یکسان نیست.

آیا این نگاه با باورهای دینی میخونه؟ بازم به نظر من بله. ولی این بحث ها که جزئیات قضیه است را میتونیم توی کامنت دونی دنبال کنیم.

فعلا.

/ 49 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکاک

خوب آخه اين انصاف نيست که آدم به حالِ خودش رها بشه و بعد تو اون دنيا حالش جا بياد! برای ما عملا یه کتاب وجود داره که از طرف خدا اومده و بس. تمام کاری هم که ما می تونیم بکنیم اینه که بریم تحقیق کنیم و با اون کتاب تطبیق بدیم. من که هر بار این کار رو می کنم شَکّم بیشتر هم می شه! (شکاکم دیگه بالاخره). حالا اين وسط يکی ممکنه آدم محطاطی باشه و بگه من ريسک نمی کنم و دیندار باشه. اتقاقا هر وقت سر دين بحث می شه آخر سر به همين نقطه ختم می شه که بهتره ريسک نکنی! يکی هم ممکنه که ماجراجو باشه و اهل ريسک که اتفاقا اين قضيه هم باز خدا داديه. من فکر می کنم که چون دلايل قانع کننده ای وجود نداره، بهتره که زياد دور اين موضوع که آيا دين حق هست يا حق نيست نگرديم.

بیندیش

شکاک جان منظورم از قمار این نبود که پس ریسک نکنیم و احتیاط کنیم. اینکه خیلی استدلاله ضعیفیه. منظورم اینبود که هرگز نمیتونی صددرصد مطمئن باشی. داری ولی عمرت را روی چیزی قمار میکنی که به نظرت محتمل تر و عاقلانه تر میاد. دو نکته:1. شک طبیعیه. 2.ما باید فرض محتملتر ملاک حرکت قرار بدیم و ذهنمون را هم روش خشک نکنیم. من اصلا نمیگم اگه شک داری بهتره ریسک نکنی. میگم اگه محتمل تر میدونی که دین اشتباهه نباید به دستوراش عمل کنی و باید در روشن کردن مردم تلاش هم بکنی ولی اگه محتملتر میدونی که دین درسته دیگه نمیتونی به بهونه شک و عدم ایمان صددرصد کنار بکشی چون ایمان صددرصد وجود نداره. در ضمن اونقدرها هم به حال خودمون رها نشدیم کلی ابزار بهمون داده شده و خوب فراخور ابزارمون هم مسئولیم. خیلی بی انصافیه به نظرت؟ وانگهی کی میدونی قراره آخرش چی باشه؟ شاید راضی بودیم...

شکاک

بينديش عزيز اگر چه از مجموع بحث هايی که اينجا و همين طور در وبلاگ خودم شد، نتيجه خيلی محکمی بدست نيومد که دين حقه يا نه، ولی من نتيجه هايی که دنبالش بودم رو گرفتم و بحث های مفيدی بود برام. واقعا از همراهيت، حوصله‌ و وقتی که گذاشتی متشکرم.

پژداد

بينديش عزيز,اول از همه خيلي ممنون بخاطر جوابتون. با خوندن اين پست يك سوال برام پيش اومد, اگر اشتباه نكنم تو ي كتبهاي ديني راهنماي و دبيرستان به ما ياد دادند كه براي 5 اصول دين بايد با توجه به عقل ايمان آورد و نميشه دراين موارد از كسي پيروي كرد ولي براي فروع دين يا احكام بايد فقط پذيرفت و عمل كرد.

پژداد

ميدونم مدلي كه اينجا دارين بر اساسش بحث ميكنين برداشت خودتونه, سوال من اينه كه از علماي شيعه كسي هست شبيه به مدل شما فكر كنه?

ولنتاین

" بسیار عقلیه یعنی بعیده کسی عقلا به این نتیجه برسه که نباید نماز بخونه"! متاسفانه اصلن موافق نیستم! من کاملن بر اساس عقلم به این نتیجه رسیدم! چون دیدم این مدل نیایش کردن هیچ جوری با من جور نیست! خیلی ساده نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. حتا فکر می کنم از کجا معلومه نمازی که تو قران اومده همین باشه؟ شاید منظورش مراقبه است؟ کی می دونه؟ من تو طول روز با تصمیم شخصی و عقلی نماز نمی خونم اما همیشه حضور افریننده رو حس می کنم بارها و به بهانه های مختلف! ضمن اینکه 5 دقیقه مدیتیشن بیشتر از سه روز نماز به ادم ارامش می ده. اگه بخوام وارد بحث نماز بشم خیلی مفصله! چون با وضو گرفتن هم مشکل دارم... اما حدیث: خوبه که واردش نشی. الان که عصر ارتباطاته یکی یه حرفی می زنه فرداش هر خبرگزاری یه مدل می گه. وای به حال اون زمان که اغلب بی سواد بودن و هر کس به درک و برداشت خودش یه سری اطلاعات رو منتقل کرده. من هیچ ایه ای رو از حفظ نیستم و نمی تونم مثال بیارم. اما تا اونجا که حافظه ام یاری می کنه این مساله هست که اگه نماز و روزه و جهاد رو انجام ندی از مومنین نیستی و به عذاب گرفتار می شی. فکر می کنم جوابت قانعم نکرد. اگه قراره فکر کن

بیندیش

پژداد جان مطهری تا حدودی این مدلی فکر میکرد. البته نه دقیقا ولی تا حدود خوبی.

بیندیش

ولنتاین جان. در قرآن خیلی جاها گفته نماز باید خوند ولی جالبترش اینکه در جائی میگه مهم تر از نماز یاد خداست. دو دیدگاه اینجا وجود داره که من مختصر هردو را میگم. یکی اینکه میگه این دستورات فردی دین مثل نماز و روزه یک سری تمرینهایی هستن که باید انجامشون بدیم بدون اینکه فلسفه شون را بدونیم. همونطوری که مثلا یک معلم دبستان به شاگردها تکالیفی میده که ممکنه به نظر بچه ها تکراری و بی فایده باشه ولی در نهایت در رشد ذهنیشون کمک میکنه. نظریه دیگه ای هم هست که میگه باید دنبال فلسفه احکام باشیم و فلسفه و روحشون را زنده نگه داریم. مثلا اگه نماز برای یاد خداست دنبال بهترین راه برای یاد خدا باشیم. من معتقدم هردو نظریه تا یک حدودی درستن و هیچکدوم کاملا درست نیستن. مثلا روزه واقعا یک تمرینه. ولی ایا باید نماز را عربی خوند؟ خصوصا اگه کسی از عربی اش چیزی نفهمه؟ من میدونم که بعضی از مسلمونهای چینی نمازشون را فارسی (بله فارسی!) میخونن.

بیندیش

ادامه برای ولنتاین: منظورم اینه که حتما این احکام دستخوش تغییراتی در زمان شدن ولی فرض وجود احکامی که صرفا تمرینن برای روح ما فرض احمقانه ای نیست. شاید حرف تو در مورد نماز صبح درست باشه و شاید هم صبح زود بیدار شدن یه تمرینی باشه. به هرصورت به نظر من این جزئیات مهم نیست و تصمیمات فردیه. بخاطر این جزئیات هم کسی بهشتی و جهنمی نمیشه (اون چیزی که گفتی در قرآن نیست. برداشت های فردی افراده). نیت ما و پایمردیمون در عمل مهمترینه. اگر تو یاد خدا در دلت زندست و در زندگی ات اثر میذاره این مهمه. این مسلما بهتر از کسیه که نماز میخونه ولی به یاد خدا نیست (و لذکر الله اکبر: و یاد خدا مهمتر است).

گيوتين

بينديش جان فعلا می تونم بگم با نظرت موافقم در مورد تعريف عقل . مگر اينکه بتونم خلافشو ثابت کنم ! و خوشحالم که نظرم کارايی داشته و در ساخت مدل کمک کرده . و بی صبرانه منتظر بحث کثرت هستم .